عبد المحمد آيتى

176

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

و سپاهى ترتيب داد . روزى به او گفتند كه راى هند را خزائن گرانبهاست . طمع در تصرف آن نمود . چون فرصت مناسب پيش آمد بدانجا لشكر كشيد . راى از در صفا درآمد و دختر خود به دو داد و همهء خزانه خود به او بخشيد . [ 312 ] وقتى ملك فيروز از اين فتح و آنهمه مال آگاه شد او را تهنيت گفت و احضارش كرد . علاء الدين از رفتن سرباز زد و هر بار عذرى مىآورد . ملك فيروز اين تعلل را بر عصيان حمل كرد و با سپاهى به سوى او حركت كرد ، دو لشكر در كنار رود بهم رسيدند . ملك فيروز با چند تن از خواص از آب بگذشت . سلطان علاء الدين پيش عمّ خود زمين بوسيد و عذرها خواست پس لحظه‌اى نشستند و در ضمن صحبت‌هاى متداول يكى از خواص به اشارت علاء الدين او را بقتل آورد . لشكريان ملك فيروز كه اين حال بديدند خروش كردند . علاء الدين مال فراوان نزد امرا فرستاد و آنان نيز حكم او را گردن نهادند . پس عازم دهلى شد . كوتوالان قلعه از تسليم آن سرباز زدند . او منجنيق نصب كرد و كيسه‌هاى زر در آن مىنهاد و به قلعه مىافكند تاكوتوالان در را گشودند . پس هر دو پسر ملك فيروز را كه در مولتان بودند به دهلى آورد و چشمانشان را ميل كشيد . در سال 694 قتلغ خواجه ، شهزاده ، پسر توا را براى تسخير دهلى فرستاد . سلطان علاء الدين نيز سپاه گرد كرد و هنوز صفوف لشكر را [ 313 ] مرتب نكرده بر آنان تاخت و گروه كثيرى را بكشت و باقى مراجعت كردند . تقرير حال و مآثر اخبار نوروز بيك نوروز پسر ارغون آقا است . ارغون آقا از آغاز فتوحات چنگيز خان مدت سى و چند سال به حكومت خراسان و ماوراء النهر و غرشستان و سيستان و كرمان و فارس و عراق و آذربايجان و روم منصوب بود . او چنان كه تاريخ وفات او در اين شعر آمده است : بسال ششصد و هفتاد و سه ز ذى الحجه * ز ماه بيست گذشته نماز ديگر بود كه باد گردش گردون به روز يكشنبه * ز فرق خسرو عادل كلاه بخت ربود روز يكشنبه بيستم ذى الحجه سال 673 هنگام نماز عصر درگذشت . از ارغون آقا چهار پسر ماند كه برتر و پيروز جنگ‌تر از همه نوروز بيك بود .